یادداشتی دربارهی نمایشنامهی «روایت عاشقانهای از مرگ در ماه اردیبهشت» از محمد چرمشیر
نمایشنامه بازخوانی داستان رستم است، خیالپردازی آنچه که در روایت شاهنامه وجود ندارد و از قلم افتاده. آنچه که در خط سِیر یا پیرنگ فردوسی حضور ندارد و ما را به دام تفسیر و تاویل میاندازد که این چه بود و چرا؟!
چرمشیر برای تبدیل اسطورهی منظوم ادبیات فارسی به نمایشنامه، با استفاده از شناخت عمومیای که از آن وجود دارد، با ساخت یک فضای آشنای-ناآشنا ساختار داستان را تخریب میکند تا چیزی بیافریند در ساحتی نو. این نمایشنامه میتواند کارگاه بسیار مفیدی برای اقتباس باشد. اینکه چطور برای تغییر دادن رسانه، متن اولیه را خواند، فهمید و آن را بدل به چیز دیگری کرد. اینکه چطور از جزئیاتی از متن گذشت و مواردی دیگر را بدان افزود و از این افزایش و کاستی ارزشی دراماتیک بدست آورد.
همچنین نمایشنامه زبانی قابل تامل دارد. زبانی میانهی شعر و محاوره و اسطوره، میان رزم و معاشقه. زبانی که همپای شخصیت خود رشد میکند و شکل میگیرد و تغییر میکند و تفکیک میشود و صدای هر شخصیت را متناسب با موقعیتش میسازد. زبانی که مختص همین نمایشنامه و داستان ساخته شده و چیزی به ظرفیت زبان اضافه میکند.
در انتهای کتاب، مصاحبهای به همت تینوش نظمجو با مولف آورده شده که در جای خود میتواند کلاس درسی باشد به شدت کاربردی برای علاقمندان به نمایشنامهنویسی. در آن نسبتا مفصل دربارهی فرآیند پرداخت نمایشنامه و ظرفیتهای زبان و داستان صحبت شده و اوصیکم.