در خلاصهترین تعریف "دنیای قشنگ نو" هشدار جدی آلدوس هاکسلی به بشریت است، پیش از آنکه یک حکومت جهانی آرمانشهری بر آن حاکم شود و آزادی را به بهانه و بهای رفاه از مردم بگیرد.
نکتهی متفاوت "دنیای قشنگ نو" با ویرانشهرهای متصوره در رمانهایی نظیر "۱۹۸۴" در این نکتهاست که در دنیای قشنگ نو خشنودی نه فقط یک نمایش بلکه امری درونیست. آنها توان علمی و تکنیکی این را پیدا کردهاند که انسان را بدون "زنده زایی" یا همان فرآیند معمول تولید مثل، تولید کنند. بدین طریق آنها سرنوشت هر کس را حین مراحل تولید او تعیین میکنند و به هر کس آن میزان از توانایی و هوش را میدهند که نیازمند طبقهی اجتماعی اوست و او را در هر تعداد که بخواهند تکثیر میکنند.
خانواده که کوچکترین سازهی اجتماعیست در این دنیا وجود ندارد و پدر و مادر واژههایی شنیع و غیر قابل تحملیاند و همه چیز توسط دولت مدیریت میشود. آموزش (تلقینات دولت یا به قول کتاب، تعالیم هیپنوپدیا) از مراحل جنینی شروع میشود و در تمام طول عمر به خصوص ضمن خواب ادامه دارد. همهی اعضای جامعه از رفاه مادی برخوردارند، حتی "اپسیلون"های بیارزش که کارگرانی هستند با کمترین بهرهی هوشی، برای انجام امور پیش پا افتاده. آنها به غیر از کارهای پیش پاافتاده هیچ کاربرد دیگری ندارند و تمام زمان بیکاری خود را در نشئگی پرسعادت! حاصل از مصرف "سوما" و بازی و روابط جنسی نامحدود به سر میبرند.
هر کسی به همه تعلق دارد و مفهومی به عنوان "وفاداری" نه تنها ارزش نیست بلکه عملی مجرمانه به حساب میآید. در واقع این نوعی سیستم کنترلی کمهزینه و پربازده است. و علم تنها در صورتی ارزش دارد که باعث آگاهی نشود بلکه رفاه ایجاد کند.
تکههای از کتاب :
او بر اساس یکی از ضربالمثلهای "هیپنوپدیا" نتیجه گرفت :
"اما هر کسی متعلق به تمام افراد دیگر است"
دانشجویان با سر تایید کردند :
آنها شدیدا با جملهای که بیش از شصتهزار بار در تاریکی برایشان تکرار شده بود موافق بودند. این جمله برایشان نه تنها درست بلکه بدیهی مسلم و غیر قابل بحث بود. ص ۶۱
چرخها باید بیوقفه گردش کنند. اما بدون مراقبت نمیتوانند بچرخند انسانها هستند که باید آنها را کنترل کنند. مردانی سختکوش که محور چرخش چرخها هستند. انسانهایی عاقل، مطیع و همواره خشنود. ص ۶۴
صدای هنری لحظهای حالت غمانگیز گرفت :
آدم کنجکاو میشه که این گاز مال جسد کیه، مرد یا زن، یک آلفا یا یک اپسیلون؟
و دوباره با لحنی شاد نتیجه گرفت : "به هر حال چیزی که در موردش میتونیم مطمئن باشیم اینه که در مدت زندگیش راضی و خوشبخت بود. در روزگار ما همه خوشبختند."
لنینا با صدایی که گویی پژواک صدای هنری باشد تکرار کرد : "بله در روزگار ما همه خوشبختند." این جمله دوازده سال و شبی صد و پنجاه بار در گوش آنها زمزمه شده بود. ص ۱۰۴
دنیای ما اکنون دنیای باثباتی است. مردم سعادتمند هستند. آنچه را که میخواهند بدست میآورند و هرگز آنچه را که نمیتوانند بدست آورند، آرزو نمیکنند. آنها در رفاه هستند، امنیت دارند، هرگز مریض نمیشوند، از مرگنمیهراسند، احساسات و پیری را نمیشناسند، بدون پدر و مادر خلق میشوند، همسر نمیگیرند و بچهدار نمیشوند، معشوقی ندارند که بدایش احساسات به خرج دهند و سرانجام طوری تربیت شدهاند که نمیتوانند رفتاری غیر از آنچه از آنها انتظار میرود داشته باشند. ص ۲۴۴
مصطفی موند گفت : "الگوی ساخت جمعیت ما بر اساس یخهای شناور است-هشت نهم در زیر آب و یک نهم در بالا."
_ "آنها که در زیرند خوشحالند؟"
_ بله خوشحال تر از آنهایی که بالا هستند، مثلا خوشحالتر از دوستان تو "به برنارد و هلموتس اشاره میکند".
_با وجود کارهای سخت و طاقتفرسا؟
_"طافت فرسا؟" آنها این طور فکر نمیکنند. به عکس آنها به آن علاقمندند برای آنها بسیار راحت است. واقعا راحت و آسان است. هیچ فشاری بر روی ذهن و ماهیچهها نیست. هفت ساعت و نیم کار آسان و راحت. و در نهایت سهمیهی دریافت سوما، بازیهای گوناگون، روابط جنسی نامحدود و نمایش انتقال احساس، دیگر چه میخواهند؟ اضافه کرد : خوب البته ممکن است ساعات کاری کمتر تقاضا کنند. از نظر تکنیکی، کاهش ساعت کار تمام افراد طبقهی پایین به سه یا چهار ساعت در روز بسیار سهل و آسان است. ص۲۵۷
دوست جوان من، تمدن ابدا به شرافت و شجاعت نیازی ندارد. این گونه مسائل نشانههای بیکفایتی سیاسیاند. در جامعهای مثل جامعهی ما کسی هرگز فرصتی برای شریف یا قهرمان بودن نمییابد. چنین مسائلی تنها در بیثباتی بروز میکنند. ص ۲۵۸
| دنیای قشنگ نو | آلدوس هاکسلی |
مترجمان : حشمتالله صباغی و حسن کاویار
ناشر : کارگاه هنر
چاپ اول، ۱۳۶۶
پن : چند روزه میخوام معرفی این کتاب رو بنویسم ولی از هر دری به معرفیش وارد میشم اطلاعاتم به شکل توهینآمیزی کمه.
پن ۲ : البته تمام چیزهایی که در این رمان ترسناک است برای ما آرزوست. آزادی که نداریم کاش حداقل از رفاهی این چنینی برخوردار بودیم.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند ۱۴۰۱ ساعت 19:46 توسط کاوه
|