مغلق‌گویی و حرف‌های قالبی قلق کار قبلی‌اش بود، و بر همان روال بود که اکنون برای وصف کردن اندیشه‌ها سخن می‌گفت. آسان‌گویی به درد نمی‌خورد. آسان‌گویی کلام را از سرّ و رمز می‌انداخت. بی سرّ و رمز اگر می‌گفت باید دلیل می‌آورد. با سرّ و رمز نیازی نبود به استدلال. وقتی دلیل بیاوری حاجت به بازهم دلیل آوردن و ،بدتر، رسم دلیل آوردن را رواج بخشیدن به پیش می‌آید؛ و هیچ چیز برای قبولاندن، پردردسرتر و مضرتر از دلیل آوردن نیست. ایمان را آسان‌تر از عقیده می‌شود به‌دست آورد، ایمان آیه می‌خواهد، عقیده اندیشه. اندیشه مشکل است ولی فرمول تنها به حافظه محتاح است. فرمول و آیه و طلسم آسان‌تر به کار می‌آید، سریع‌تر اثر دارد. با سر و رمز و مغلق‌گویی سخن گفتن پر‌طمطراق بود، مطمئن‌تر بود.

| اسرار گنج دره‌ی جنی | ابراهیم گلستان |