"بعد از عروسی چه گذشت" رمان کوتاهی به قلم رضا براهنی است که در شهریور ماه سال ۵۳ نوشته و سال ۶۱ توسط نشر نو منتشر شده است. در این رمان براهنی خواننده را به تماشای چند ساعت از زندگی "رحمت شهیر" دعوت می‌کند. او معلم دبیرستانی در تهران است و به دلیل توهین به شاه توسط ساواک دستگیر شده و تحت بازجویی است.

در این رمان نیز مانند "روزگار دورخی آقای ایاز" براهنی دید تاریخی خاص خود را به کار می‌برد و تا جایی که فضای رمان امکانش را می‌دهد بیانش می‌کند که : حاکمان فاعلان مردمند و مردم مفعول حاکمان.*

بخشی از کتاب :

رحمت احساس می‌کرد هیچ حکومتی بدون این جوانان پابرجا نمی‌ماند. اینها بودند که به تمام خانه‌ها سرک می‌کشیدند، به مدارس، دانشگاه‌ها، ادارات و کافه‌ها می‌رفتند و اشخاص مشکوک را چشم بسته تحویل زندان‌های رژیم می‌دادند. اینها بودند که انضباط می‌طلبیدند بی‌آنکه خود از انضباط چیزی بفهمند. اینها بودند که از خیابان‌ها، میدانها و کوچه‌ها، زندانی‌ها را می‌بردند و آنها را به تخت شلاق می‌بستند و یا مثل نگهبان تهرانی زشت، دماغشان را به روی دیوارها می‌کوبیدند یا وقتی رسولی می‌خواست گونی بیاورند تا بر سر یک دبیر بیچاره بکند و بعد به آپولو ببندش، گونی می‌آوردند و زندانی را به آپولو می‌بستند. اینها بودند که اگر کسی تشویقشان می‌کرد، می‌رفتند و هر کسی می‌خواست را می‌آوردند، در مقابل پول ناچیزی می‌گرفتند. رحمت احساس می‌کرد هر دِه مملکت چند نفر از این جوانها را دارد، هر شهر کوچک صدها نفر را، شهرهای بزرگ هزاران نفر را و تهران صدها هزار نفر را، و بدین ترتیب آنها فقط یک منبع الهام می‌خواستند تا در چتر حمایت آن قدرت خود را اعلام کنند. ص۹۸

| بعد از عروسی چه گذشت | رضا براهنی |

* جایی خوانده بودم "رمان اسطوره‌شناسی تمدن مدرن است." و از طریق آن می‌توان جامعه را بررسی و تحلیل کرد. کاش هر سلطنت‌طلبی یک بار این رمان را می‌خواند و دست از سر تقدیس آر.پی و خاندانش برمی‌داشت.