چه بپذیریم چه نپذیریم، حالت شاعرانه، خودآگاه یا ناخودآگاه، تجربه‌ای متعالی از زندگی و چیزی است که عموم مردم اساسا از طریق عشق، جنایت، داروی مخدر، جنگ یا قیام در جستجوی آن هستند.

| نظریه‌های صحنه‌ی مدرن، اریک بنتلی، ترجمه یدالله عباسی |

آه ... شعر عزیز در این روزهای پوچ، به هر چیزی نگاه می‌کنم، به هر دری می‌زنم، ردی از تو آنجاست. کاش حتی ذره‌ای در من می‌ماندی. آن نگاه زیبا، آن دست‌های نوازش‌گرت، آن گوش‌های حساست، وجود پردرکت، می‌توانست زندگی را کمی بهتر کند. می‌توانستیم دوباره با هم معاشقه کنیم و فرزندانی را به این جهان دعوت کنیم، می‌شد زندگی ببخشیم. می‌توانستیم، اگر این زمانه‌ی مریض فقط کمی زمان برای من می‌گذاشت. اگر فقط کمی شرایط بهتر بود.

شعر، عزیز دور از دست، شعر، زیبای زیبابین، هر روز چنگ به زندگی می‌اندازم، شاید تو را به من برگرداند. شعر ای الهه، ای مونس، ای تو مرا بس، معشوق دیرین، شعر، شعر، به کدام زبان، به کدام کلمه، به چه آوازی صدایت کنم که پاسخم دهی؟

پ‌ن : مهم نیست چی می‌خونم و چی می‌بینم، همه جا هست، شعر، هویت من.