پوزخند
امشب چند تا موضوع مزخرف پیش اومد که از شدت ابلهانه بودنش خندهم گرفت. حین شام خوردن تلویزیون روشن بود و یهو مجری خبر گفت که خوانندهی سلام درمانده چهرهی برتر سال فضای مجازی شده. پقی زدم زیر خنده (: رائفیپور بهش برخورد. خندهم قطع نمیشد. حتی اسم خواننده رو نگفت و فقط گفت خواننده سلام درمانده چهرهی سال فضای مجازی شد. گرچه تفاوتی هم نداشت.
باز خبر دیگهای بود در مورد دانشجوهای فلان یا بیسار رشته، یهو تصویر دانشکدهی ما پخش شد. ناخودآگاه بلند گفتم اع دانشگاه من! مامانم گفت برو پزشکی بخون، دوباره خندهم گرفت. بعد از نیم ساعت مامانم اومد گفت برو نمازتو بخون باز خندهم گرفت.
آخ که چقدر دلم برای دوران دانشجویی تنگ شده، هی بپلکم لابلای کتابا، نظریهها، هی همهی منابعو زیر و رو کنم، برم سراغ اسطورهها، سراغ جامعهشناسی، روانشناسی، ادبیات. گه تو این زندگی بی همه چیز.