الان قابلیت اینو دارم که یا خودمو تو اولین فرصت بکشم یا اولین کسی که چپ نگاهم کنه. سگ بشاشه تو این کار.
پن : الان بعد از چند ساعت نه خودمو کشتم و نه کسیو. فقط کمی فروخوردهتر شدم. کمی خردتر شدم. کمی از قبل مردهتر.
پن ۲ : امروز مجلهای صحافی میکردم در مورد استراتژیهای بیزینس موفق. به این چیزها کاری ندارم، دو بخش از آن توجهم را جلب کرد که فکر میکنم در آن حکم زنگ تفریح داشت. یکی داستان کوتاه "شانس" از مارک تواین و دومی معرفی فیلم "the way back" با بازی بن افلک. فیلم برای ۲۰۲۰ بود و قبلا دیده بودم. اما داستان کوتاه جالبتر بود. داستان مرد ساده و احمقی که فقط خوش شانس بود و این خوش شانسی موفقیتهای مدامی برایش میساخت، بدون اینکه خودش در این تصمیمات و اتفاقات سهمی داشته باشد. فقط از روی شانس در زمان درست جای درست قرار میگرفت. حین خواندن تکتک جملات فیلم فارست گامپ برایم تداعی میشد. احتمالا فیلم را از روی این داستان ساخته یا حداقل ایدههایی از آن گرفته باشند.
نکتهی قابل توجه دیگر اینکه، اگر تا به حال مجلهی فیلم یا داستان خوانده باشید، معمولا در هر مقاله عکسی از نویسندهی آن ابتدای مقاله میگذارند. تا امروز ندیده بودم عکس زنان بدون حجاب اجباری در این مجلهها آمده باشد، نکتهی جالب دیگر این مجله همین بود.