اینجا زمین است، خط تولید انبوه آدم سازی. اینجا زمین است با چند هزار سال سابقه در آزمون و خطای سیستم‌های آماری. ما آدم‌ها که فکر می‌کنیم مرکز جهانیم و باید همه چیز بر مدار ما بچرخد، مدتی در این سیاره‌ی زیبای بد صاحب زندگی می‌کنیم و بعد اگر شمارشگر آمار روز خوبی را سپری کرده باشد و آن روی خوبش را به ما نشان دهد و نخواهد گردمان کند شاید جایی در میان میلیون‌ها و میلیاردها یک عدد تک و تنهای کوچک بی‌اهمیت از ما باقی بماند. از میان ما شاید چندتایی از ستارگان و فیلسوفان و ورزشکاران و زیبارویان و سیاستمداران دورانمان تا چند دهه‌ای بعد هم اسم و تصویری و شاید جمله‌ای ازشان بماند و بعد اگر پژوهشگری بخواهد زندگی اینها را تحلیل کند بخواهد بگوید که آنهایی که در این بازه‌ی زمانی زندگی کردند با این ستارگان چنین کردند و این طور شد که آنها آن طور شدند. و تاثیر ما شاید در حد مخلوطی از تاثیر ناچیزمان در کلیت این آش بی‌مزه باشد.
اینجا زمین است و ما آدم‌ها هیچ اهمیتی نداریم جز اینکه اعداد را کم و زیاد کنیم و عده‌ای برایمان چند عدد را تعریف کنند که شناسنامه‌یمان باشد. در مجموع حالات روانی، امیدها و آرزوها، اهداف، شکست‌ها و تلخی‌هامان و صد البته خوشی‌هامان ارزشی برای کسی ندارد. ناگفته نماند که حتی خودمان هم برای خودمان ارزشی نداریم.
اینجا زمین است و می‌شود در صلح و صفا زندگی کرد اما چون زندگی در آرامش چندان لطفی ندارد و سرگرم کننده نیست ما رو آوردیم به کشتن و زجر دادن هم. تا آنجا که بتوانیم هم را غارت می‌کنیم و از هم پله می‌سازیم برای بالاتر رفتن و آن زیری را تنها به عنوان خشت خام عمارت‌هامان استفاده می‌کنیم. پس لازمه‌ی بالاتر رفتن وجود عده‌ای پایین دست است. با این حساب باید تعداد این خشت‌ها بیشتر شود تا عمارت من بالاتر برود. پس زنده باد تکثیر شدن، زنده باد سکس و زنده باد آرمانخواهی.
اینجا زمین است پر از تفاوت‌ها، که زیر پرچم انسانیت خودمان را یکی می‌کنیم. و زیر زیرکی تمام تلاشمان این است که تفاوتمان را به دیگری تحمیل کنیم و تفاوتشان را نادیده بگیریم.
اینجا زمین است. همه چیز تکراری و ملال‌آور است. چون ما انسان‌ها، این موجودات بی‌نظیر و نابغه، با هوش و درایتمان کنترل همه چیز را به دست گرفته‌ایم و راه نفس کشیدن بر همه‌ی جانداران، بسته‌ایم.
ما اهالی هوشمند این سیاره‌ی زیباییم که دست دوستی و چشم اشغالگرمان را به سوی کهکشان دراز کرده‌ایم و هر جا که بتوانیم را نابود می‌کنیم تا کمی بیشتر تکثیر شویم. ما موجودات متمدنی هستیم و شهوت تکرار خودمان را لحظه‌ای زمین نمی‌گذاریم.
امید است که خلوص نیت مرا در این معارفه‌ی کوتاه بپذیرید و دستمان را به گرمی بفشارید. زیاده گفتم.

از اهل زمین به دوستان نادیده‌ی کهکشانی