بهش گفتم تو فقط مال خودمی. لپاش گل انداخت. نگاهش گرم شد. دستش آروم اومد تو دستام. انگار منتظر همین یه جمله بود که قلبش بتپه. که شاد باشه. انگار من تنها دلیلش بودم برای زندگی. اون یه فرشته بود. یه فرشته باید کنار یه آدم مثل من باشه که بتونه بهش تکیه کنه. براش غر بزنه. اخم و تخم کنه. چشم و ابرو نازک کنه. ناز کنه. باید یکی مثل من باشه که نازشو بکشه. اصلا همین جوری دلشو بردم، از من اصرار از اون فرار، از من اصرار از اون ناز کردن از من اصرار از اون قبول کردن. بد کردم؟
گفتم تو تنها دلیل زندگیمی، دلیل زندگی من! دلیل زندگی کس دیگه‌ای بشی دنیا بی دلیل می‌شه. خندید. این یعنی چی؟ خندید، یعنی دوست داشت دیگه.
گفتم انگار تورو برای من ساختن. خوشش اومد. ذوق کرد. گل از گلش شکفت. انگار دنیارو بهش دادم. اونو برای من ساخته بودن دیگه. مگه حوا رو از دنده‌ی چپ آدم نساختن؟ خب اون حوای من بود. حوا مال آدم بود. اشتباه می‌کنم؟
گفتم تو مثل تنگ بلور استادکارای اصفهانی ظریفی، خوب نیست هی بری این ور اون ور، ترک برمی‌داری. می‌خوای کار کنی که چی. هر چی می‌خوای لب تر کن. مرد نیستم آماده‌ش نکنم. تو بشکنی، تر‌ک برداری لب‌پر بشی، من که می‌میرم. اصلا می‌ذارمت لای پر قو. نرم، گرم، راحت. بذار این سگ‌دو هارو من بزنم. بد گفتم؟
گفت می‌خوام مستقل باشم. گفتم باشه، اصلا هر چی تو بخوای، ولی منم این گوشه کنارای استقلالت میام، یه سری بزنم. یه نگاهی بندازم. بالاخره پنبه که کنار آتیش باشه، کم‌کم داغ می‌شه. نمی‌فهمه کی قراره آتیش بگیره. لازمه یه نفر حواسش باشه. نگهبانی بده. تو پنبه‌ای، لطیفی. بذار نگهبانت باشم. از آتیش دورت کنم. بد گفتم؟
بابا این همه سال بابام نگهبانی مامانمو کرد. بد کاری کرد نذاشت آب تو دلش تکون بخوره؟ مگه مامانم چی کم داشت؟ درس خوندن و کار کردن و مستقل بودن خوبه؟ باشه، قبول. ولی اینا برای قبل از منه. دختر اسمش که اومد کنار مردش، دیگه باید زن باشه، سنگین باشه. حرف مردشو گوش کنه. چیه این اراجیف که جدیدا تو ذهن اینا کردن که مستقل بودن خوبه جذابه؟
بهش گفتم تو فرشته‌ی منی، فرشته، فرشته بمون. کاری به دنیای آدما نداشته باش. برات بهشت می‌سازم. جوابمو نمی‌ده. دیگه باهام صحبت نمی‌کنه. منو نمی‌بینه. مگه من به غیر عاشقی کاری کردم؟ حرفی زدم؟ بد کردم می‌خواستم آب تو دلش تکون نخوره؟