الان که می‌نویسم از سی و سومین دوره‌ی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بر‌گشتم. جمعیت بازدیدکنندگان نسبتا خیلی زیاد بود اما کیفیت نشر اوضاع خوبی نداشت. از یک سری از انتشاراتی‌ها خبری نبود مثل انتشارات مرکز که برای حمایت از کتابفروشی‌های شهرستان و شهرهای کوچک در این دوره شرکت نکرد و یا نشر چشمه که نمی‌دانم سالهای قبل بوده یا نه. یک عده‌ی دیگر هم خیلی حرفی برای گفتن نداشتند. از این بین نشر نیماژ پر قدرت و پر مخاطب در طیف گسترده‌ای از ادبیات تا اجتماع و هنر کتاب‌های تازه تالیفی داشت. به خصوص رونمایی از کتاب "پنج قاره‌ی تئاتر" که کتاب مرجعی‌ست درباره‌ی بازیگری تئاتر جذابیت این غرفه را چند برابر کرد. آن قدر غلغله بود که فعلا خرید از آن را به هفته‌ی بعد موکول می‌کنم.

اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد غرفه‌های اختصاصی با عنوان توسعه‌ی فردی بود. نمی‌دانم جریان این غرفه‌ها چه بود و اینکه توسط چه انتشاراتی مدیریت می‌شد اما تا جایی که حافظه‌م کار می‌کند قبل‌تر نبود. دیگر اینکه بازار نشر توسط کتاب‌های زرد توسعه‌ی فردی و کتاب‌های قدیمی هزاران بار ترجمه شده در حال انفجار است. همچنین حداقل سه یا چهار غرفه با عنوان "بسیج دانشجویی" به چشمم خورد که هر کدام متعلق به یک دانشگاه بود. جای سوال داشت که اصولا بسیج دانشجویی یک دانشگاه خاص مثلا امام صادق چه اندازه تالیف دارد که یک غرفه‌ی اختصای در اختیارش قرار گرفته و کیفیت و لزوم این تالیفات را چه کسی تعیین می‌کند؟ بگذریم.

در مجموع این نمایشگاه‌ها از معدود مواقعی‌ست که طیف گسترده‌ای از مردم را در تماس مستقیم با کتاب و نشریات قرار می‌دهد و شاید ذره‌ای میل عمومی مردم را به این سمت و سو بکشاند. البته اگر کتاب‌های خوش رنگ و بی‌محتوا آنها را شکار نکند.

پ.ن : دوستان اشاره می‌کنن نشر چشمه در نمایشگاه کتاب بوده.