غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین.

مرا از آنان که بر آنها خشم گرفته‌ای قرار نده!

این آیه را با صدای بلند و تلفظ غلیظ "غ" و "ض" می‌خواند. همراه با کشیدن " الف" ضالین. انگار دریایی از مفاهیم ضد و نقیض برایم پدیدار می‌شود؛ مهم‌ترینشان اطاعت بی‌چون و چرا. اما جملات یا به اصطلاح آیاتی هم به یادم می‌آید، از جمله اینکه، پاداشی‌ست برای آنان که می‌اندیشند، یا، آیا آنان که می‌دانند با آنان که نمی‌دانند برابرند؟

آیه یعنی نشانه، نشانه‌هایی برای راهنمایی. اما کدام نشانه اینقدر گنگ و مبهم است؟ معما طرح می‌کند؟ آنها که مغضوب می‌شوند که هستند که تکلیف شده هر روز حداقل ده بار تکرار کنیم، بخواهیم، دعا کنیم جزو آنها نباشیم؟ این مغضوبین چه نشانه‌هایی دارند؟ آیه‌هایشان کدام است؟

آیا باید به اینها فکر کرد؟ مگر نه اینکه قدرت تفکر از ویژگی‌های آدمیزادی‌ست؟ یا باید کور، راه ایمان را پیش گرفت؟ لابد باید اقتدا کرد به "ولی" و وصی! عقل را دو دستی درآورد و داد دست آن دیگری تا زحمت و دشواری تصمیم گرفتن را کس دیگری به دوش گیرد و ما توجیهات و توضیحات آماده و پرداخته شده‌ی او را به دلایل و منطقیات خود بدل کنیم و از شر این همه شک رها شویم. لابد باید بگوییم لعنت به این قدرت انتخاب که هر چه فتنه است از زیر دامن اوست.

این همه کلی‌گویی چطور باید پاسخگوی جزئی‌ترین مسائل زندگی امروز من باشد؟ و اگر قرار باشد از این کلی‌گویی‌ها احکام جزئی به بار آید تفسیر آن چگونه ممکن است و بدست چه کسی؟

پ.ن : آن‌همه غیظ هنگام ادای ضالین از کجا می‌آید؟