مرزها ذهنم را غارت کردهاند!
توماس ترانسترومر شاعر سوئدی که برندهی نوبل ادبی هم بوده، مجموعه شعری دارد که توسط بابک زمانی به فارسی ترجمه شده، مجموعه شعر "بهشت نیمه کاره". تصاویر جالبی را میتوان با این اشعار تصور کرد. ترجمه هم خوب و روان است. اما طی دو سالی که از داشتن این مجموعه میگذرد با اینکه چند باری سعی به خواندنش داشتم هیچ ارتباطی با محتوای اثر نگرفتم. تا همین امروز برایم سوال بود که چرا؟! امروز که به کتابهای شعرم نگاه میکردم دیدم حتی با ترجمههای نسبتا ناقص و منقطع شاعران خاورمیانه و شاعرانی که از جنگ و فضای نامتوازن آن نوشتهاند به خوبی ارتباط میگیرم اما مثلا با هیچ کدام از اشعار عاشقانهی "نرودا" یا "ناظم حکمت" یا حتی عاشقانههای فارسی مثل اشعار ه.الف سایه یا دیگر اشعار عاشقانه یا شعرهای تصویری ارتباطی برقرار نمیکنم.
حقیقت تلخی است که با این فضا و ناآرامیش خو گرفتهام و از درک درست تجربیات دیگر اقلیمهای جغرافیایی و ذهنی محرومم. به بیانی دیگر حتی اگر از این اتمسفر رنج بروم هم این فضا از من نمیرود!
پن : این مطلب را در پستی برای کانال تلگرامم نوشتم ولی باید گفت حتی اگر از وبلاگ بروم هم وبلاگ و فکر وبلاگ از من نمیرود. هیچ فضای نوشتاری به این مقدار مرا جذب نمیکند.