دو مطلب و یک موضوع
۱_ آژانسهای عکاسی، سازمانهاییند که وظیفهیشان تامین عکس برای رسانههای عکاسیست. آنها عکسهای عکاسان طرف قرارداد خود را به رسانهها میفروشند و وظیفهی تامین حقوق عکس و عکاس را دارند. از میان آژانسهای عکاسی عمومیترینشان که به احتمال بسیار زیاد با نام آن آشنایی دارید "نشنال جئوگرافیک" است. البته فعالیتهای این سازمان در حد یک آژانس عکس محدود نمانده و به اقدامات فرهنگی و بینالمللی متعددی گسترش یافته است.
۲_ شرکتها و موسسات تئاتر_رقص و پرفورمنس، نیز موسساتی هستند که هنرمندان را برای ساخت آثارشان حمایت و از حقوق آنها حفاظت میکنند. از معروفترین این موسسات و گروهها، اودین تئاترت، است. یا شرکت "پیپینگ تام" که تازه چند روزیست اسمش را شنیدم و کمی قبلتر یک روزنویس کوتاه حسرتآلود در کانال تلگرامم برای آن نوشتم.
پن : هر دو مورد ۱ و ۲ در ایران یا بهتر بگویم در جمهوری اسلامی آنتن نمیدهند! اولی را اگر بخواهیم بر اساس جستجوی اینترنتی و ویکیپدیای فارسی دنبال کنیم به چند موسسهی حکومتی خواهیم رسید که بر اساس معیارهای آژانسهای عکاسی نه آژانس عکسند و نه خبرگزاری و نه هیچ چیز دیگر شبیه به آن کارکرد و محتوا.
دومی را هم اگر دنبالش را بگیریم نهایتا به چند موسسهی آموزش تئاتر خواهیم رسید که اگرچه محتوای سرفصلهای آموزشیشان و اساتیدشان دلگرم کننده است اما در این دوران رو به احتضار تئاتر جنبهی تولیدی پایینی دارند، که البته مقصر این موسسات نیستند و باعث بانیش را باید در ادارهی هنرهای نمایشی و نهادهای بالادستشان جست.
من با هر دوی این گونه موسسات به تازگی آشنا شدهام. پیش از این حد تخیلم برای جامعهی آزاد این بود که هنرمند بتواند اثرش را بدون تحمیل هر گونه سلیقه و نظر غیر تخصصی برای مخاطب ارائه کند و مخاطب خود به تصمیم گیری دربارهی ارزش اثر بپردازد. اما جهان آزاد که توانسته عینک ایدئولوژی دینی را از روی چشمهایش بردارد باز شگفتزدهام کرد.
هنوز برایم قابل هضم نیست که نه تنها اینها وجود دارند که وجود داشتنشان توجیح اقتصادی هم دارد که توانستهاند برای دههها به فعالیتشان ادامه دهند. قد کوتاهان چنان کمر به نابودی همه چیز بستهاند که سطح توقع من و سطح باور من جوان تا این حد نزول کرده است. برای خودم و نسلم غمگینم. اما امیدوار به تغییر.